تجربه حضور در یک پروژه بین المللی

چندماهی است که در پروژه SURF که در رابطه با “بهبود مقاله‌ های استدلالی دانشجویان از طریق بازخورد آنلاین همسالان” است مشغول به همکاری و فعالیت هستم. این پروژه طولی تحت مدیریت دکتر امید نوروزی، دانشیار دانشگاه واخنینگن هلند و مشاوره دکتر سید کاظم بنی هاشم پژوهشگر پسادکتری دانشگاه واخنینگن در حال اجرا است. نتایج این پروژه نه تنها به یادگیرندگان بلکه به اساتید و معلمان که بارکاری بسیاری دارند و بازخورد دادن به نوشته های دانشجویان برایشان بسیار زمان بر است کمک شایانی می کند.

چند ماه اولیه مقالات دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشدی که در چندین دوره آموزشی مثل اقتصاد و سیاست محیط زیستی، سلامت جهانی و… شرکت کرده بودند را تحلیل کردیم. هر دانشجو می بایست بعنوان تکلیف انتهای دوره، یک مقاله استدلالی در رابطه با یکی از چندموضوعی که به او ارایه شده است، بنویسد. علاوه بر این فرد وظیفه داشت تا مقالات دو تن دیگر از دوستانش را بخواند و به آن ها بازخوردهای سازنده بدهد و در مرحله بعد هم مقاله خودش را بر اساس چهارچوبی که برای نوشتن یک مقاله استدلالی آموخته است و نیز بر اساس کامنت های دریافت شده از دوستانش اصلاح کرده و دوباره ارسال کند.

پروسه تحلیل مقالات و همچنین بازخورد دانشجویان به همدیگر نیازمند دقت فراوان است و بر اساس ابزارهای سنجشی صورت می گیرد که مشخصا برای این امر طراحی شده اند. از آنجایی که پایان نامه کارشناسی ارشدم را در حوزه داده کاوی پزشکی انجام داده بودم و علاقه خاصی به دنیای عجیب و پر رمز و راز داده داشتم، فرصت تحلیل داده های یادگیری دانشجویان در پروژه ای با این سطح از گستردگی برایم بسیار مغتنم و ارزشمند بود.

همکاری در این پروژه برایم کلاس درس است. طراحی و شیوه اجرای پروژه، ارتباطات، کارتیمی، جلسات هفتگی، خواندن مقالات دانشجویان و بازخوردهای آن ها، همه و همه زاویه دید مرا بسیار عمیق تر از قبل کرده است. حالا هوشیارانه تر از قبل به اهمیت نوشتن توجه دارم. دانش آموزان و دانشجویان ایرانی بسیار کم می نویسند و به قول شاهین کلانتری به فیزیوتراپی شدید قلمی نیاز دارند.

ما اگر از یادگیرنده ای در خواست نوشتن کنیم بیشتر منظورمان بیان محفوضات است. آن ها هم مشتی نوشته که ممکن است هیچ باور و تاملی نسبت به آن ها نداشته باشند را بر روی برگه تهوع می کنند. اشکال از ماست! ما کمتر از آنان می خواهیم تا تامل های عمیق داشته باشند و نظرات خود را مستدل بیان کنند. نظراتی که جلوه هایی از شخصیت ایشان و نوع نگرششان را به ما هویدا می کند.

نوشتن ابزاری قوی برای بهتر فکر کردن و برای بهتر تحلیل کردن است!

ما ادعا داریم که می خواهیم یادگیرندگانی را پرورش دهیم که بتوانند در عصر امروز، مسایل مبهم و پیچیده را با نگاهی نقادانه و تحلیلی، حل کنند اما به آن ها ابزاری برای این کار ارایه نمی دهیم. آن ها کمتر نوشتن و فکر کردن را تمرین می کنند و حتی خودمان هم بعنوان معلم، استاد و یک شخص آموزشی تلاشی برای گسترش علم از طریق نوشتن و ارایه اش به دیگران نمی کنیم و بنظر می آید ضعف در نوشتن و تامل، یک تهدید جدی برای نظام آموزشی ما باشد.

مورد دیگر مساله بازخورد است. بازخورد حلقه مفقوده آموزش ما است. بازخورد قطب نمای آموزش است و باید از نتایج آن برای بهبود آموزش بهره برد. اینکه یک معلم و یا استاد بداند چگونه یک بازخورد سازنده بدهد بسیار اهمیت دارد اما از آن اثربخش تر آموزش آن به یادگیرندگان است. افراد باید بدانند چگونه می توانند به همدیگر بازخورد سازنده، انتقادی و مثبت ارایه دهند و چگونه به رشد همدیگر کمک کنند. اگر چنین نگرشی اول در سطح نظام آموزشی و بعد در سطح جامعه تسری پیدا کند به پویایی و موفقیت همه آحاد کمک خواهد کرد. اینکه یادگیرنده بداند بازخورد او مهم است و باعث پیشرفت شخص دیگری می شود باعث عمق بخشی در نظرات او و حس ارزشمندی می شود. در نظام آموزشی ما کمتر دیده می شود که از افراد بخواهیم که به ما بعنوان آموزش دهنده و به دوستانش بعنوان یادگیرنده بازخورد های مثبت و سازنده بدهد.

2 دیدگاه دربارهٔ «تجربه حضور در یک پروژه بین المللی»

  1. چه جالب
    تا قبل از مطالعه این متن هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم و نمی دونستم انقدر میتونه موثر باشه شیوه یادگیری صحیح در نوشتن میتونه بسیاری از مشکلات علمی و در حوزه یادگیری و آموختن را حل کنه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *